تبلیغات
ناگفته ها - فراموشم کن .......
مرا بخوان به چشم دل

فراموشم کن .......

شنبه 15 بهمن 1390 09:27 ق.ظ

نویسنده : فریاد خاموش

 

همیشه گفته ام

تنهایی مرا و مرا تنهایی

یادت هست

تویی که مرا می خوانی

قصه ام تکراری ست

حرفهایم  اجباری

قلبی که می تپد میان سینه ام

درگیر دوست داشتن های پوشالی

این کوه استقامتی که می بینی

خیالی ست خیالی

گفتم این را تا بدانی

فریاد دیگر تا ابد اسیر تنهایی ست

.

.

.

گم کرده ام تو را

میان هیاهوی این آدمکهای بی رویا

دق کرده شمعدانی احساسم

از خیانتی که شاید می کند به تو

با نداشتنی به رنگ امروز و فردا

دست و پا می زنم

میان خواستنت اما ....

گم کرده ام تو را

خدایا چراااااااااااا

من صادقم در خواستنش

این لحظه ها چرا شده سهم من چراااا

باز تلاشی نافرجام

باز می رسی و می گویی

هیچ نیست

تو بگیر میان دستان من آرام

بیا و باز تن خیالت بده به دستانم

بیا و بوسه بزن عاشقانه

بر دوچشمانم

گیج می شوم دوباره خدایا

چقدر پلیدم من

چقدر زشتم که اینگونه او را می فریبم من

چرا پرکشیده احساسم از آشیانه او

خدایا مگر من

مرغ هر آشیانم

.

.

.

.

بگذر خیال من از این لحظه ها

بشکن سکوت مرا و فریاد بزن

باز خداااااااااااااااااااااااااا

این شک و تردید

این حس که هیچگاه نمی کند اشتباه

این عشق قسم خورده با یک نگاه

این حرمتی که نشسته میان بوسه ها

این حسی که دمیده میان ما دوتا

از کجا شروع کنم

قصه تلخم را کجا ...........

میان کدامین ورق گریه کنم

من خودزنی کردم

با حرفهای نومیدم

من بال و پر زدم برای تردیدم

.

....

اینجا دنیای دروغی چشمانت

اینجا فریب تلخ داشتن بی پایانت

اینجا شروع مرگ من و فراموشی تصویرت

خیال نکن به تو زخمه می زنم

نه ................ نه

این خنجری ست که فرو کرده ای

میان احساسم

آری تو بودی

که کردی فراموشم

گفتی که کودکی پریشان کرده، خیال پریشانت

این اتفاق بی هیچ خیال افتاده میان احساست

شکسته دلی از کارهای بی پروایت

تمام شده بودنم دیگر

میان دستانت

من کالای چند روزه ای بودم

برای بازی بچه گانه چشمانت

تمام شده تاریخم انگار

بی خودی مانده بودم میان رویایت

دروغ تو همیشه دروغ ست

.

.

.

 ..................................................................................................................................

من برای اثبات قداست حرفهایم

به پای عشق زانو می زنم

اما چشمانت بوی عشق نمی دهد

فراموشم کن

بگذار خیال دیشبت گم شود

میان توهم هر روزه ام

بگذار خیال کنم خیال تو را داشته ام

بگذار پاک بماند گل مریم روییده میان احساسم

فراموشم کن

خیال را دوباره هم آغوشم کن

فراموشم کن .....................




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -