تبلیغات
ناگفته ها - آمده ام تا.....
مرا بخوان به چشم دل

آمده ام تا.....

سه شنبه 22 فروردین 1391 01:44 ق.ظ

نویسنده : فریاد خاموش


آمده ام تا باور دیروزیم را

رنگ خیال زنم

با تو بودنی را که شروع شده بود

زنگ خلاص زنم

آمدم تا بگویم حرفهای نگفته را

بوسه محال بر رخ خیال زنم

پر گرفته بود تا آشیان تو بال های من

امروز شکسته هایش را به صورت  لیل و نهار زنم

خسته و خسته تر از هر روز

اینبار خاموشیم را فریاد بر سر خیال زنم

گل داده در بهار

درخت تنهاییم ببین

من تنهاترین ، خاموش ترین

تو برو فریاد مرا هرگز نبین



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -