تبلیغات
ناگفته ها - غرورم را نمی بازم
مرا بخوان به چشم دل

غرورم را نمی بازم

جمعه 26 خرداد 1391 09:52 ق.ظ

نویسنده : فریاد خاموش



رها در باد و بی باده

مرا کم کن از این ساغر

که لبهای لعل تو 

از چشمان من افتاده

برو با اغیار بنشین 

که این شادان صدای مردمان

برایت مقبول افتاده

خیالت می زند زخمه

نگاهت می کند قلب مرا

شرحه شرحه ...

چه بی باده چی با باده 

خیالت در سرم چون پتک افتاده

هزاران بار گفتم با خود

وفای خوب رویان

خیالی بیش در لیلی و مجنونهای دیروزی نبوده
.
.
.
.

پا بکش بر خیسی اشکم

هنوز هم  نگاه دزدکی عاشقم را

دوست می دارم

چه افتاده میان جان من ای وای

خیالی که خیالش را لمس نتوانم

ادامه دارد این تنهایی مفرط

من تو را دیگر نمی خواهم 

دروغ فاحشی ست آری

ولی غرورم را ..

به چشمانت نمی بازم





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -