تبلیغات
ناگفته ها - بیا سیب باش ....
مرا بخوان به چشم دل

بیا سیب باش ....

پنجشنبه 21 دی 1391 01:48 ق.ظ

نویسنده : فریاد خاموش


باز طلوع کرد خیال از آن دور دستها

شروع شد دوباره دلهره و تشویش

قدم گذاشت بودنت به دنیای من

با هزاران تردید

شکسته و غمگین و پر درد

تو بودی آری از آن دور دست 

نشسته بود چین و چروک زمان

به رنگ اندوه بر پیشانیت آری

این را ناباورانه چشمانم دید

مات مانده لحظه ها به رنگ حضورت

تلنگری بزن به وجود بی جانم

تلنگری بزن تا که باور کنم 

دوباره آمدنت را به دنیای آرامم

بیا سیب باش

دوباره حوای خود خواهم بود 

بیا جرعه ای شراب باش

 ساقی خود خواهم بود

اگر چه دیر است  برای شر و شور عاشقی

اما نگاه کن ، بگو

لالایی دیروزهای دور را

پروانه ات خواهم بود 

بیا سیب باش

برای لحظه های بی تکرار تو

حوای خود خواهم بود




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -