تبلیغات
ناگفته ها - رویای من گویی ....
مرا بخوان به چشم دل

رویای من گویی ....

جمعه 18 آذر 1390 04:14 ق.ظ

نویسنده : فریاد خاموش


دوباره هوای تو این حوالی پرسه می زند

چشم می بندم

باز خیال تو در می زند

لرزه افتاده بر قامتم  اما

دوباره ترس نداشتنت

با من هزار حرف می زند

پشت کرده ای به نگاه من دیروز

آری رفتنت

به زخم کهنه ام زخم می زند

بودنت شده همه خیال من

دوباره این نگاه

دوباره این سکوت

دوباره یک عبور

انگار هوس کرده ای مرا

باور نمی کنی ولی

لحظه های رفتنت هنوز نیامده

با من حرف می زند

چقدر احمقی تو باز

او می رود به یک نسیم

این قلب من باز فریاد می زند

شکسته ام ولی به پای او نشستنم

نقشی از خیال می زند

بافته ام خویشتن به این

رویای من گویی سراب می زند



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -