تبلیغات
ناگفته ها - ترانه تنهایی
مرا بخوان به چشم دل

ترانه تنهایی

دوشنبه 21 آذر 1390 04:01 ب.ظ

نویسنده : فریاد خاموش



دوباره زمستان

دوباره سرمای تنهایی

منم همان متهم به نگاه های آفتابی

ابر کشیده سراسر

تا تمام افق

دوباره من ، دوباره تنهایی

نگاه یخ زده ات فتاده بر جانم

آری من همان عاشق ترینم و می مانم

نگاه نکن به خاموشی دستانم

من پایان این قصه را می دانم

دانه ای نهفته در دل خاک

تابیده بر او ذره  ذره  آفتاب و مهتاب

نشسته کسی تا به سحر

به امید یار

قلبی تپیده و اشکی هزار

با من مگو دگر تو از سرمای زمستان

و دوری بهار

دیگر نخوان نغمه های پر سوز و گداز

من خسته ام از این همه تکرار

کور سوی بودنت بوده برایم نیاز

تو می دانی

نه حتی لحظه ای مرا ندیده

نگاهت درون خیال

آری گم شدم میان هجمه نیستی

آری تمام شدم در میان کاستی 

آری فراموش شدم  در این رویا

خیال تو رقم زد نابودی مرا

نگو گلم ، عزیزم

نه نه تمام شده اینها

میان این طوفانی دریا

من مانده ام با زورقی شکسته در دریا

شکسته قلبم از تنهایی

به آغوش کش مرا دوباره در تنهایی

خلق کن دوباره صحنه ای رویایی

آری تو ای ترانه من

ترانه تنهایی



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -